سلام به جمع کوچک خوانندگان این صفحه سال نو برای همتون مبارک باشه .سال جدید را در کنار دختران گلم و همسرِ جانم شروع کردم .
امسال با وجود شیوع بیشتر بیماری ترس سال قبل را نداریم نمی دانم این عادت است که با دلهره بیماری کنار آمده ایم و به عید دیدنی می رویم خوب بدون دست و بوس نمی گویم مرگ از ما دور بوده حداقل سه تن از افراد فامیل را که حداقل سالی یک بار جویای حاشان بودیم حالا نیستند برای همیشه . بیشتر افراد فامیل برای حداقل یکبار مریض شدند و گاها سخت هم بیمار شدند . با این وجود مثل سال قبل آن حس و بغض لعنتی را نداریم . آن دلهره و عذاب به کمین نشستن یک سگ هار پشت در خانه را نداریم . بازار می رویم خرید می کنیم به دیدن یکدیگر می رویم . فقط آغوشهایمان را از هم دریغ کرده ایم . که گاهی بد هم به نظر نمی رسد . فقط امید به آینده ای روشن و فردایی بهتر است که ما را می کشاند به دنبال خودش همینطور که تا به حال کشانده . لبخند نثار لبهایتان .انسانهای دروغگو و فریبکار از شما دورِ دور ...و تندرستی گواریتان باد
برچسب:
نویسنده: نیما جعفری
چه صبح قشنگی داشتم
چه بارون نازی
چه هوای مطبوعی
چه حس ناب و قشنگی
روزتون پر از شادی
برچسب:
نویسنده: نیما جعفری